تفکر همگرا در مقابل واگرا

توسط F7fGBRsZcp, ژوئن 26, 2021


تفکر همگرا در مقابل واگرا
مهارت های تفکر همگرا و واگرا هم جنبه های هوش و هم تفکر انتقادی هستند.
تفکر همگرا، جمع آوری حقایق و داده ها از منابع مختلف و سپس به کار گرفتن منطق و دانش برای حل مشکلات یا رسیدن به اهداف است.
منطق است کسری که شخصیت داستانی شرلوک هاوس از آن استفاده می کرد، نمونه خوبی از تفکر همگرا است. جمع آوری tidbits مختلف از حقایق و داده ها او قادر به قرار دادن قطعات یک پازل در کنار هم و آمده تا با پاسخ منطقی به این سوال : چه کسی آن را انجام داد؟
تفکر واگرا به جای داخل به بیرون فکر می کند. این توانایی برای توسعه ایده های اصلی و منحصر به فرد و سپس با یک راه حل مشکل و یا رسیدن به یک هدف است.
اینشتین یک فکر کننده واگرا قوی بود. او سوالات ساده ای پرسید و سپس تمرینات ذهنی برای حل مشکلات انجام داد. به عنوان مثال، همان طور که یک مرد جوان اینشتین از خود پرسید که سوار شدن بر پرتوی از نور چگونه خواهد بود. سال ها آزمایش های فکر برای او طول کشید، با این حال پاسخ به او کمک کرد تا نظریه نسبیت ویژه را توسعه دهد.
آزمون های ضریب هوشی استاندارد تفکر همگرا را سنج می کند. تشخیص الگو، دانش تست، جریان فکر منطق و توانایی حل مشکلات همه را می توان آزمایش و درجه بندی کرد.
هیچ آزمایش دقیقی قادر به اندازه گیری مهارت های تفکر واگرا وجود ندارد. جای تعجب نیست که مهارت های خلاقانه را نمی توان آزمایش کرد.
چگونه می توان آزمونی را برای تعیین قابلیت های تفکر واگرا ساخت؟ آیا ایجاد لئوناردو داوینچی از مونالیزا قدرت مغزی بیشتری نسبت به معادله اینشتین E= MC² به دست گرفت؟ آیا طراحی خانه اپرا در سیدنی استرالیا خلاق تر از رمان مارگارت میچل رفته با باد است؟ آیا کتاب آلوین تافلر شوک آینده الهام بخش تر از نقاشی سالوادور دالی از ساعت های ذوب است؟
چه کسی می گوید کدام یک از این نمونه ها خلاق تر است؟ آیا افکار عمومی تصمیم می گیرد که چه خلاقیتی برای چیزی مورد نیاز است، یا در چشم بنگر است؟
این ها پرسش های فلسفی جالبی هستند، و پرسش هایی که لذت بخش صحبت کردن در مهمانی ها هستند، با این حال برای کشف چگونگی تفکر خلاقانه مفید نیستند.
یک سوال مفیدتر این است: چگونه می توان تفکر همگرا و واگرا را بهبود بخشید و از آن برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی شما استفاده کرد؟ مهارت های تفکر همگرا و واگرا هر دو برای تفکر انتقادی مهم هستند. نه تنها این، آنها به هم مرتبط هستند.
استدلال کسری به نظر می رسد به داخل برای پیدا کردن یک راه حل, در حالی که استدلال واگرا به نظر می رسد به بیرون برای یک راه حل. پیروی از حقایق و داده ها برای تعیین پاسخ به یک مشکل تفاوت قابل توجهی با داشتن جرقه ای از یک فکر و سپس آمدن با یک راه حل ندارد. برخی از همان فرایندهای ذهنی مورد استفاده قرار می گیرند. هر دو نیاز به مهارت های تفکر انتقادی دارند تا موثر باشند. هر دو برای حل مشکلات، انجام پروژه ها و دستیابی به اهداف مورد استفاده قرار می گیرند.
به عبارت دیگر، مهارت های تفکر همگرا و واگرا دو طرف به یک سکه هستند—از تفکر انتقادی. يکي بدون اون يکي منطقي نيست . هر دو با پرسیدن سوالات ساده از یک ذهن کنجکاو شروع می شوند. هر دو را می توان با کنجکاوی سیری ناپذیر و تمایل قوی برای یادگیری در مورد جهان و مردم در آن تقویت کرد. در اینجا یک مثال است.
رویای سفر فراتر از نقاط گرانش زمین از زمانی که مردان و زنان برای اولین بار به ستاره ها نگاه می کردند، در اطراف بوده است. تا اواسط قرن بیستم نبود که تکنولوژی در دسترس قرار گرفت که سفر فضایی را ممکن می کرد.
در ۱۴ اکتبر ۱۹۵۷ اسپوتنیک توسط روس ها به فضا پرتاب شد و مسابقه فضایی آغاز شد. آمریکا هنگامی که توسط روس ها در فناوری ادامه مطالب مورد ضرب و شتم قرار گرفت شوکه شد. در پاسخ آمریکا در سال ۱۹۵۸ اداره ملی فضا و فضا را تشکیل داد.
در اوایل دهه ۱۹۶۰ جان کندی نامه هایی برای افراد برتر صنعت هوافضا از جمله ورنهر فون براون فرستاد. او پرسید که چگونه آمریکا می تواند روس ها را در مسابقه فضایی شکست دهد. فون براون در پاسخ گفت که آمریکا نمی تواند آن ها را در ساخت یک ایستگاه فضایی کتک بزند؛ با این حال ما می توانیم آنها را در یک مسابقه به ماه ضرب و شتم.
جان کندی پیش از دادن سخنرانی معروفش که عهد کرده بود مردی را به ماه منتقل کند و تا پایان دهه با خیال راحت او را به خانه بیاورد، مشق هایش را با گرفتن مشاوره کارشناسی انجام داده بود.
سخنرانی او به گالوانیزه کردن تقریباً ۴۰۰٬۰ کارمند و پیمانکار ناسا کمک کرد تا به عنوان یک تیم منسجم کار کنند و یکی از بزرگترین شاهکارهای تاریخ را در کمتر از یک دهه به بیشتر انجام برسونند!
کندی از حقایق و داده ها استفاده کرد تا مشخص کند که چگونه می توانیم روس ها را به فضا کتک بزنیم. این در درجه اول تفکر همگرا بود. توسعه مورد نیاز بسیاری از فناوری های جدید برای طراحی و ساخت موشک ها، لباس های فضایی، ماژول های قمری و دیگر تجهیزات برای انجام این شاهکار شگفت انگیز نیاز به تفکر واگرا زیادی داشت.
“تنها راه برای کشف حدود ممکن این است که فراتر از آنها را به غیر ممکن است.” — آرتور سی کلارک
چاک کلیتون

دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *